تفکر سریع و کند: دسترس پذیری

نریمان صدری، تفکر سریع و کند: دسترس پذیری

تابستان سال گذشته تصمیم گرفتم به یکی از رویاهای کودکی ام جامع عمل بپوشانم: پرواز

بعد از تحقیق یک آموزشگاه خلبانی مناسب پیدا کردم و ثبت نام کردم. نمی دانستم که تقریبا باید به مدت شش ماه هر هفته سه ساعت کلاسهای تئوری پرواز را بگذرانم. بعد از سالها مطالب جدیدی غیر مرتبط با شغل ام یاد میگرفتم از آئرودینامیک پرواز گرفته تا هواشناسی. چالش لذت بخشی بود هر چند سخت بود و احساس میکردم در یادگیری کند شده ام. قبل از عید کلاسها پایان یافت و باید خودمان را برای کلاسهای عملی آماده می کردیم. ابتدا کلی کاغذ بازی اداری و تایید حراست و غیره و پس از آن پرواز.

بیست و یکم اردی بهشت: خبر کوتاه ولی بسیار غم انگیز بود. یک هواپیمای فوق سبک آموزشی صبح امروز سقوط کرد و کاپیتان استاد نمازیان و شاگرد ایشان در اثر حادثه جان باختند.

ترس بزرگی برای شروع کلاسهای عملی من را فرا گرفت. سالانه صدها هزار ساعت پرواز آموزشی در کشور انجام می شود و احتمال سقوط بسیار ناچیز است ولی تا امروز که یک ماه از حادثه میگذرد پس از تعویق تحمیلی از سمت هواپیمایی کشوری هر روز شروع کلاس عملی ام را به تعویق انداخته ام.

دانیل کانمن در تحقیقات خود خطای شناختی که باعث ایجاد ترس من شده را شرح داده و آن را خطای دسترس پذیری نامیده است. ما زمانی که می خواهیم اندازه یا بسامد یک رویداد را تخمین بزنیم در واقع سهولتی را که با آن نمونه های آن رویداد به ذهن ما میآیند گزارش می کنیم. در حقیقت ورودی اطلاعات اخیر خطاهایی نظام مند تولید می کنند و منجر به پیش داوری هایی می شوند. در مورد ترس من رویداد غم انگیز سقوط هواپیما دسترسی ذهن من به مجموعه همه خبرهای غم انگیز مشابه که در قبل شنیده و یا تجربه کرده ام را موقتا افزایش می دهد. این سانحه هوایی بازتاب یافته در رسانه ها احساس من را در مورد امنیت هواپیمای آموزشی موقتا تغییر می دهد و برای مدتی در ذهن من باقی می ماند.

مقاومت در برابر این مجموعه بزرگ از پیش داوری های احتمالی دسترس پذیری ممکن اما بسیار خسته کننده است. باید بکوشیم تا در برداشت ها و شهود خود تجدید نظر کنیم یعنی سوالات آماری منطقی با استفاده از سیستم 2 از خود بپرسیم. مثلا آمار دقیق سانحه هواپیماهای آموزشی در ایران چقدر است؟ در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟ البته نگه داشتن جانب احتیاط در مقابل پیش داوری ها کار بسیار مشکلی هست ولی در بسیاری از تصمیمات کلیدی زندگی به تلاشش می ارزد.

در دنیای امروز و در زندگی اجتماعی ما تروریستها شناخته شده ترین مسبب خطاهای دسترس پذیری جمعی هستند. بدون در نظر گرفتن چندین مورد استثنا تعداد تلفات ناشی از حملات تروریستی بسیار کم است و تفاوت آن با دیگر تلفات که بسیار بیشتر است ناشی از در دسترس پذیری خطر است و سهولت و بسامدی که سیستم 1 بصورت جمعی و تحت تاثیر رسانه ها آن را به ذهن می آورد. بنابراین سالانه میلیونها دلار که می تواند صرف کاهش تلفات ناشی از دیگر علل مرگ در زمین شود صرف اقدامات اضافی برای پیشگیری از حملات تروریستی می شود.

مثال دیگر در مورد کارهای تیمی و مشارکتی است. تحقیقات نشان داده است وقتی از اعضا یک تیم کاری میپرسیم که چقدر سهم شما در این کار مشارکتی بوده است جمع درصد مشارکت تخمینی از صد در صد بیشتر است چون هر کس تلاش و مشارکت خود را بیشتر به یاد می آورد. در یک تیم سالم نیاز است در مورد مشارکت اعضا دیگر تیم گفتگو کنیم تا این پیش داوری ذهنی کاهش یابد.

آیا شما در کار تیمی مشارکت اعضا دیگر را درست تخمین می زنید یا گرفتار خطای شناختی و عصبانی از مشارکت بیش از حد خود هستید؟